سردشت نامه (زمزیران)

وب نوشته های محمد فاضل شوکتی

پزشکان حاضر نیستند به پاکدشت بروند چه رسد به سردشت!!!!!!!

اظهار نظر رئیس جمهور در مورد تاخیر 12 ساله حضور پزشکان در سردشت

رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران:

پزشکان حاضر نیستند به پاکدشت بروند چه رسد بهسردشت!!!!!!!

وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران- سید هادی کسایی زاده: وضعیت کلینیک تخصصی جانبازان سردشت نسبت به سالهای گذشته نه‌تنها بهتر نشده بلکه بدتر هم شده است چرا که اگر تا دیروز نبود پزشک متخصص باعث دردسرشان بود امروز داروخانه این کلینیک هم تعطیل شده است و 1500 جانباز شیمیایی این شهر بدون پزشک و دارو و حتی اورژانس روزگار می‌ گذرانند.

ثبت 130 شهید و 8 هزار جانباز شیمیایی

ولی واقعیت این است که پس از بمباران شیمیایی سردشت در سال 66 حدود 130 نفر شهید و بیش از هشت هزار نفر شیمیایی شدند. این حمله هشت ماه قبل از حمله شیمیایی عراق به حلبچه بود یعنی اینکه سردشت نخستین شهری بود که در جنگ عراق علیه ایران مورد حمله شیمیایی قرار گرفت ولی سازمان منع گسترش سلاحهای شیمیایی سالروز حمله شیمیایی به حلبچه را به عنوان روزجهانی مبارزه با سلاحهای شیمیایی نامگذاری کرد.

نسخه‌هایی که پولش داده نمی شود

امروز 22 سال از آن واقعه می‌گذرد و بهتر است مسئولان به حال فعلی جانبازان باقی‌مانده از آن حمله دلخراش و غیر انسانی توجه کنند ولی متاسفانه هنوز جانبازان شیمیایی سردشتی مشکل درمانی دارند.

این عزیزان که سلامت خود را در جنگ از دست داده‌اند برای ویزیت دکتر متخصص باید تا ارومیه بروند و بعد نسخه پزشک را از داروخانه گرفته و برای گرفتن پول داروها 6 ماه منتظر بمانند در حالی که بیشتر نسخه‌ها هنوز پولش داده نشده است. ولی داستان کلینیک تخصصی سردشت از آنجا آغاز می‌شود که در سال 78 مقام معظم رهبری دستور ساخت کلینیک را صادر کردند و اوضاع و احوال خوب بود.

بعد از ساخت و تجهیز کلینیک همه چی بر وفق مراد بود تا اینکه آرام آرام پزشکان متخصص سایه شان از کلینیک کم شد. بعد هفته‌ای یک روز پزشک می آمد و روزی 200 جانباز را ویزیت می‌کرد. آن زمانها دارو رایگان بود و برخی پزشکان برای بیماران داروهای گرانقیمت می نوشتند در حالی که جانباز نیاز نداشت و پزشکان متقلب داروها را در بازار سیاه می فروختند.

از سال 84 به بعد تنها 2 پزشک به کلینیک آمدند که هر دو متخصص داخلی بودند. ولی داروخانه جمع شد. الان جانباز باید دارو بگیرد بعد فاکتور دارو ‌را ببرد بنیاد شهید تا تاییدش کنند که این خودش طول می‌کشد تا پول دارو به دستش برسد. غیر از کلینیک پرونده های جانبازان هم مشکل داشت. خیلی‌ها خودشان را جانباز جا زدند و حقوقهای کلان گرفتند ولی خیلی‌ها دنبال درصد جانبازی بودند.

از سال 84 پذیرش جانبازان کمتر شد و جانبازان واقعی پشت درب کمیسیون پزشکی معطل شدند. تا حدی که بخشنامه شد هر کس ریه‌هایش مشکل دارد پوست و چشم جانباز هم بررسی شده و درصد داده می شود و الا تنها برای پوست و چشم درصدی نمی دهیم. داستان همچنان ادامه داشت که مسئولان گفتند طرح پزشک خانواده از سردشت اجرایی می شود. ولی سوال اینجاست که آیا پزشکان عمومی می‌توانند مشکلات تخصصی جانبازان سردشتی را ویزیت کنند؟

متاسفانه در این طرح دیده شد که پزشک بدون آنکه خانه جانباز برود چندین بار فرم پر می کرد و پول ویزیت می گرفت برای همین طرح شکست خورد. این در حالی است که هزار و 500 جانباز شیمیایی این شهرستان برای دریافت خدمات درمانی چشم انتظارند و با گذشت 12 سال از افتتاح این کلینیک مصدومان سردشت خیال نمی‌کردند برای درمان زخم 24 ساله راهی ارومیه و تهران شوند.

همچنین وضعیت کلینیک تخصصی جانبازان سردشت نسبت به سال‌های گذشته نه تنها بهتر نشده بلکه بدتر هم شده است چرا که اگر تا دیروز نبود پزشک متخصص باعث دردسرشان بود امروز داروخانه این کلینیک هم تعطیل شده است و 1500 جانباز شیمیایی این شهر بدون پزشک و دارو و حتی اورژانس روزگار می‌ گذرانند. البته این را هم باید گفت که سردشت محرومیت‌های زیادی دارد و به همین دلیل هیچ پزشکی به راحتی راضی به آمدن نمی‌ شود و این طبیعی است مگر اینکه آنها را راضی کنند که گویا این کار انجام نمی‌شود که کسی نمی‌ ماند.

متاسفانه تنها بیمارستان موجود این شهرستان نیز به هفت کیلومتر خارج از شهر منتقل شده تا خدمات رسانی درمانی به مصدومان بیش از گذشته با مشکل مواجه شود. پیش از این نصرت‌‌الله ملازاده، رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی آذربایجان غربی از واگذاری کلینیک تخصصی مصدومان شیمیایی سردشت به شبکه بهداشت و درمان استان خبر داده بود در حالی که پس از گذشت چندین ماه هنوز اجرای این طرح عملیاتی نشده و کلینیک ایجاد شده توسط بنیاد شهید در سردشت همچنان بدون پزشک خاک می خورد.

یک جانباز 70 درصد به دلیل نبود پزشک شهید شد

حالا پس از گذشت 22 سال از حمله شیمیایی به این شهر مرزی جانباز شیمیایی 240 کیلومتر را باید طی کند تا خودش را از جاده‌های پر پیچ و خم و خطرناک به ارومیه برساند. صالح عزیز پور مدیرعامل انجمن دفاع از مصدومان شیمیایی سردشت می‌گوید: مصطفی واحدی، جانباز 70 درصد به‌دلیل همین نبود پزشک در مسیر حرکت به سمت ارومیه به شهادت رسید.

حال با گذشت 12 سال از ایجاد کلینیک تخصصی جانبازان سردشتی مسعود زریبافان، معاون رئیس‌جمهور و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در مورد آخرین وضعیت کلینیک جانبازان سردشتی می‌گوید: تامین پزشک متخصص بر عهده وزارت بهداشت و درمان است ما خودمان پزشکی نداریم،پزشکان در اختیار وزارت بهداشت و درمان هستند. سردشت منطقه ای مرزی است که هر پزشکی حاضر به رفتن آنجا نیست و در ضمن نمی شود پزشکان را وادار کرد.

رئیس بنیاد شهید در پاسخ به این پرسش که آیا نظارت و پیگیری از سوی ایشان صورت می گیرد، اظهار داشت: در حد کلینیک معمولی نظارت داریم، ما هیچ پزشکی را نمی توانیم وادار به رفتن این منطقه کنیم، وی در خصوص دادن امکانات به پزشکان برای رفتن به این منطقه گفت: هر جایی یک اشل و نظر حقوقی دارد، حقوق این منطقه از تهران هم بیشتر است؛ پزشکان متخصص حاضر نیستند به پاکدشت بروند چه برسد به سردشت. وی ادامه داد: خودم در این منطقه کار کردم و بزرگ شدم و واقعا رفتن به آنجا سخت است، سخت.

گفته‌های رئیس بنیاد شهید در حالی است که امروز حدود 25 سال از آن حادثه تلخ می گذرد و طبعا هر ایرانی توقع دارد بهترین خدمات به قربانیان بی دفاع حملات شیمیایی به سردشت ارائه شود ولی افسوس که حتی حداقل امکانات برای این عزیزان از سوی دستگاه‌ها ارائه نشده است. کلینیک بدون پزشک، بیکاری، آسیبهای اجتماعی، بی‌توجهی مسئولین مربوطه به افرادی که مدرکی برای اثبات مصدومیت خود ندارند، مشکلات خدمات شهری و حمل و نقل، نداشتن گمرک، بازارچه‌های مرزی پویا، راه نامناسب و همه و همه موجب شده تا زیباترین شهر مرزی کشورمان که ید طولایی در دفاع از این آب و خاک دارد در بوته ای از فراموشی سپرده شود.

شهر سردشت بر‌اساس اعلام انجمن دفاع از مصدومان شیمیایی سردشت بیش از هشت هزار مصدوم شیمیایی دارد که از این تعداد 3 هزار جانباز زیر 25 درصد هستند. همچنین 110 جانباز 70 درصد، 300 جانباز 50 درصد و 1200 جانباز بالای 25 درصد تحت پوشش بنیاد شهید سردشت هستند.

وقتی در شهر سردشت قدم می‌زنیم آثاری از توسعه نیست و انگار اینجا سالهاست در زمان متوقف شده است. هر چند شاید تعویض بلوکهای خیابان یا نصب چند پارچه نوشته نشان از تحرک باشد ولی وقتی بزرگ‌ترین میدان شهر را با هزینه ژاپنی‌ها ساخته‌اند آدم احساس شرمندگی می کند. سردشت به زبان کردی یعنی سرچاوه، شهری که در آن مردانی متولد می شوند که رگ مردانگی شان مرد و زن نمی شناسد و این را در دوران جنگ بارها و بارها اثبات کرده‌اند.

وقتی با مردم شهر سخن می‌گوییم سرشان را تکان می دهند و می‌گویند: چه کنیم؟ همینی هست که هست! مگر اینکه خبرنگاران کاری انجام دهند. این حق شهر جنگزده و قربانی سلاح شیمیایی نیست. اگر سردشت جای دیگری شیمیایی شده بود امروز بزرگ‌ترین مرکز توریستی بود و پر از موزه هایی که برای آجر به آجرش صف می کشیدند.

محمد فاضل شوکتی چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ ، ساعت 22:29